آیینه ی سکندر جام می  است بنگر             تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

دراین بیت پر از تلمیح ، حافظ قصد دارد که به ما بفهماند که دنیا ، با هیچ کس نخواهد ساخت و اسکندرها و داراها که در طول تاریخ بزرگ ترین حکومت ها را داشته اند و بر جهان فرمان روایی کرده اند ، اکنون رفته اند و با خاک یکسان شده اند و اسباب پادشاهی اشان را با خود نبرده اند .

مورخان ایرانی اورا اسکندر رومی ، اسکندر مقدونی ، اسکندر ذوالقرنین واسکندر گجستک (= گجستک اسکندر : اسکندر ملعون ) نامیده  اند .این اسکندر که معروف به اسکندر کبیر است (356ق.م.) پادشاه  مقدونیه وجهان گشای معروف ، فاتح سراسریونان وسواحل مدیترانه وبین النهرین و شام ومصر وایران وهند ومناطق دیگر بوده است.

دارا : که  درتاریخ اورا به عنوان داریوش سوم آورده اند ، همان دارای بزرگ است که به دست اسکندر در سال 330 قبل از میلاد کشته شد . شرح شکست او در شاهنامه و اسکندر نامه ی نظامی به شیوه ی دل پذیری به نظم در آمده است .

آیینه ی سکندر : آیینه ای است که گویند درفانوس دریایی (منارة البحر) معروف – واقع در شبه جزیره ی فاروس دراسکندریه – تعبیه شده است . طبق افسانه  آن مناره رااسکندر به دستیاری ارسطو بناکرده است . درضمن ساختن آینه ی عادی را هم به اسکندر نسبت داده اند . شعر حافظ ، صفت غیب نمایی را هم به آینه داده است و آن را در ردیف جام  جم هم آورده است :

 نه هرکه آینه سازد سکندری داند...

من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندر وار...